الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
60
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
نفسانى ممكنات ، مثل : غضب ، سرور و تشفّى واقع نمىشود و مصادف و غير مصادف يكسانند ، بلكه اين مولاى عرفى و برخى از عقلاء هستند كه ميان عبد عاصى و متجرى فرق گذاشته اوّلى را به خاطر تشفّى خاطر و فرونشاندن خشم بيشتر مذمّت مىكنند . * مقصود شيخ از عبارت ( فتأمل ) در پايان اين مطلب چه مىباشد ؟ ج : مىخواهد بگويد كه منشا تفاوت در مرتبهء مذمّت ميان عاصى و متجرّى تشفى نمىباشد تا بگوييم در حق خداى حكيم جارى نمىباشد ، بلكه ارتكاب ، نفس مبغوض است ، بله درست است كه مولاى اين عبد به خاطر تشفى او را مىكشد ، چون فرزندش را كشته است لكن ساير عقلاء كه از مقتول بيگانهاند معذلك مصادف را بيشتر مذمّت و سرزنش مىكنند و لذا حق اين است كه مصادف از غير مصادف بيشتر مذمّت شود . * مراد شيخ از عبارت ( قد يظهر . . . التفصيل فى صورة القطع الخ ) چه مىباشد ؟ ج : بيان رأى مرحوم شيخ محمد حسن نجفى كه معروف به صاحب فصول است ، مىباشد . * قبل از بيان رأى صاحب فصول جهات موجود در باب تجرى را بررسى كنيد ؟ ج : باب تجرى داراى دو جهت است الف : جهت ظاهرى ب : جهت واقعى 1 - گاهى عنوان ظاهرى ، خود تجرّى است لكن عنوان واقعى ، كراهت است . فى المثل : شما قاطع شديد به اينكه استشمام بوى خوش در رمضان حرام است معذلك تجرى نموده و به كار بريد ، بعد معلوم شود كه استشمام و استعمال آن مكروه است در اينجا عنوان تجرى اكثر مفسده را دارد و عنوان واقعى ( كراهت ) اقل مفسده را . 2 - و گاهى عنوان ظاهرى تجرى است ، لكن عنوان واقعى اباحه است . فى المثل : شما يقين مىكنى كه « هذا المائع خمر » ، معذلك مىآشاميد بعد معلوم مىشود كه خمر نبوده ، بلكه آب بوده است . در اينجا ، عنوان تجرّى اكثر مفسده و نهايت قبح و مذمت را داراست ولى عنوان واقعى عمل ، نه حسن دارد و نه قبح ، پس تجرّى موجب عقوبت بوده و حرام است لكن نه اشدّ حرمت . 3 - و گاهى عنوان ظاهرى تجرّى ، لكن عنوان واقعى استحباب است . فى المثل : شما يقين مىكنى كه فلان شخص كافر حربى است و واجب القتل ، معذلك او را نمىكشيد